Overview
داخلی. روز. ماشین سایمان.سایمان درحال رانندگی با آنوشا صحبت می کند.سایمان می گوید نگرانتم.آنوشا جواب می دهد چرا؟سایمان می گوید دعوا راه انداختنات، بیخودی عصبی شدنات، تو هرکاری دخالت کردنات، اینا دلایل کافی نیست برای نگرانی؟آنوشا پاسخ می دهد این که بخوای پای حقیقت بمونی. اشتباهه؟ این که از این همه عدالتی که صبح طلوع نزده تا شب به سیاهی نرسیده گوش مردم رو ازش پر می کنن سهم منم ازش بیفته توی جریان زندگیم راه کجه که بشه نگرانی تو وجودت؟سایمان می گوید این حقی که حرفشو میزنی از نظر تو ساده است ولی پیچیده تر از این حرفاست که به خاطرش دست به یقه شی و بفهم دختر، همیشه این زبون نباید بچرخه اون سمتی که تو میخوای. چراغ سبز می شود. آنوشا می گوید نمی گنجه تو ذهنم این همه ریایی که تهش میشه یه زبون گوش به فرمان دیگران و یه فکر تا ابد مدیون خودش. سایمان میگم یاغی ای همینه دیگه، ولی نمیدونی، خیلی چیزا رو که توآینده است و یه روزی پاشو میزاره رو خرخره ات. سایمان مقابل خانه ای قدیمی نگه می دارد.سایمان می گوید می ترسم آنوش، که برگردی و ببینی خراب شده اون پل هایی که یه عمردونه دونه آجرگذاشتی رو هم و ساختیشون.آنوشا می گوید وسط این همه راستی با یه روز ا
- | Author: Atiyeh Babanezhad
- | Publisher: Kidsocado
- | Publication Date: Jul 20, 2022
- | Number of Pages: 162 pages
- | Binding: Paperback or Softback
- | ISBN-10: 1990760317
- | ISBN-13: 9781990760310